حسين قرچانلو
276
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
ابو عبد الله شيعى و به دنبال او ، مردم از رقّاده و سوسه به قيروان رفتند و كاخهاى بنى الاغلب را تاراج كردند . در 297 ق / 909 - 910 م مردم قيروان با عبيد الله مهدى بيعت كردند . « 1 » ابن خرداذبه در اواخر قرن سوم هجرى ، مىنويسد : از يسر تا قيروان ، شهر انبارها ، 24 ميل راه است و قيروان شهر افريقيه است كه در وسط ناحيه مغرب قرار دارد و در تصرف ابن الاغلب است . « 2 » يعقوبى در نيمهء دوم قرن سوم هجرى مىنويسد : قيروان شهرى است كه بارهاى از خشت و گل دارد . زيادة الله بن ابراهيم بن اغلب آن هنگام كه عمران بن مجالد و عبد السلام بن مفرج و منصور طنبذى بر وى تاختند ، آن ( باره ) را ويران ساخت ؛ چه ايشان در قيروان بر او شوريدند . شرب اهالى شهر از آب باران است . هرگاه در زمستان بارانها و سيلها راه افتد ، آب باران از درّهها به آبگيرهاى بزرگ كه آنها را مواجل گويند درآيد و آبكشان آب را از اين مواجل برگيرند و به شهر برند . در شهر رودخانهاى است به نام وادى سراويل كه در سمت قبلهء شهر جارى است و چون در شورهزارها جريان دارد ، آب آن شور است و مردم آب آن را در جايى كه بدان نياز دارند به كار مىبرند . منازل بنى اغلب در دو ميلى شهر قيروان است و بر گرد آنها چندين ديوار بنا شده . اين منازل ، پيوسته اقامتگاه آنان بود تا آنكه ابراهيم بن احمد اغلبى اقامتگاه خود را به رقّاده برد و در آنجا قصرى بنا كرد . در شهر قيروان مردمى به هم آميخته از قريش و ديگر طوايف عرب از مضر و ربيعه و قحطان و گروههايى از عجم و مردم خراسان و سپاهيان بنى هاشم و نيز عجمهايى كه از بلاد بربر و رومند ، سكونت دارند . « 3 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى قيروان را اينگونه وصف مىكند : « قيروان بزرگوارتر شهرى است در سرزمين مغرب ، گذشته از قرطبه در اندلس كه عظيمتر است . ولاة مغرب همه به قيروان مقام داشتهاند و جايگاه آل اغلب بوده است تا آنگاه كه وقت زوال ملك ايشان بود . از آن پس ، عبيد الله مهدى آنجا مقام داشت تا آنگاه كه بر كنارهء دريا مهديه ساخت و تحويل كرد » . « 4 » در 333 ق / 944 - 945 م ابو يزيد خارجى بر قيروان
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 355 ، 566 و ج 3 ، ص 50 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 66 . ( 3 ) . البلدان ؛ ص 126 - 127 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 42 .